شنبه ۱۶ اسفند ۹۹ - March 6, 2021

کدخبر : 10634
سه‌شنبه 9 فوریه 2021 - 21:17
Print This Post

تحلیلی بر سخنرانی رهبر چین در نشست با کشورهای مرکزی و شرق اروپا

نسل امروز:استراتژی قدرت های بزرگ نوظهور، تعامل با کشورهای همسایه و قدرت های منطقه ای برای دستیابی به اهداف و مقاصد آینده است. این مفروض، در بررسی و تحلیل توانایی قدرت های نوظهور و پیش بینی رفتار آینده آنها مهم است. در حال حاضر، گمانه زنی های بسیاری در مورد نوع چینی که در آینده نزدیک شاهدیم، به ویژه اگر چین از همه کشورهای اقتصادی پیشی بگیرد، وجود دارد.

چین؛سودمند برای جهان

عباس احمدی اشتهاردی – کارشناس جامعه شناسی بین الملل – روزنامه نگار

نگاهی به رویکردهای چین در یک دهه گذشته نشان می دهد این قدرت اقتصادی جهانی در تلاش است تا با استفاده از روش های تعاملی زمینه بروز و ظهور در تمام جهان را برای خود فراهم کند.

آنچه برای چین اهمیت دارد مشارکت با قدرت های جهانی است و به همین خاطر است که شی جین پینگ در نشست سران چین با کشورهای مرکز و شرق اروپا ارتباطات چین با کشورهای اروپای مرکزی و شرقی را بر اساس احترام متقابل، بدون پیش شرط سیاسی، برابری کشورها و مشارکت همه کشورها توصیف کرده است.

چین در سال ۲۰۲۱ به نوعی در تلاش است ذهنیت های منفی که سران آمریکا در جهان علیه این کشور ایجاد کرده اند را خنثی کند و از سوی دیگر می کوشد با تعمل منطقه ای و جهانی اقتصاد قدرتمند خود را با استفاده از تجارت بین الملل مستحکم تر سازد.

این کشور از چندی پیش سیاست های چندجانبه گرایانه خود را در منطقه آسیای مرکزی نهادینه کرد.البته این شیوه برای چینی ها رویکرد جدیدی نیست و چین درگذشته نیز تحت مفهوم تیانگ شیا و با توجه به دکترین سی یی و سیستم تجاری شاخه، از این استراتژی در روابط با همسایگانش بهره برده است.

در حقیقت بر خلاف آمریکا که رویه یکجانبه گرایی را در پیش گرفته است، چین ضمن تاکید بر چند جانبه گرایی، معتقد است تک روی آمریکا جز انحراف از مسیر جامعه بین المللی و انزوای واشنگتن نتیجه دیگری دربرندارد و همین امر سبب شده جایگاه چین در ذهن سردمداران غربی بیش از پیش رشد کند.

حقیقت دیگری که در این میان وجود دارد این است که بسیاری از کشورهای جهان از آسیا گرفته تا اروپا به اقتصاد قوی چین نیازمندند و همین نیاز شاید عاملی باشد که آن ها هم بخواهند تعامل با چینی ها را گسترش دهند.

آنچه مسلم است در شرایط پساکرونایی اقتصادهای جهان به تجارت با چین چه از منظر واردات و چه صادرات وابسته اند تا بتوانند اقتصادهای بجران زده خود را با بهره گیری از اقتصاد قدرتمند چین احیا کنند.

بعید به نظر می رسد که جز امریکا که در مواردی سیاسی و اقتصادی با چین وارد مخاصمه شده است کشور دیگری تمایل داشته باشد چین را از عرصه تعامل جهانی کنار بگذارد.در واقع ظرفیت های این کشور بزرگ و پرجمعیت جهان آنقدر زیاد است که همه کشورهای دنیا را می تواند بر سر سفره سود اقتصادی و تجاری با خود بنشاند.

البته نباید از این موضوع هم گذشت که چین و آمریکا دو رقیب قدیمی هستند که هر کدام سعی دارند سیاست های خود را در منطقه عملیاتی کنند و همین امر چالش های جدی پیش روی سردمداران چینی قرار می دهد.

به هر حال باید اذعان کرد که چین این روزها دیگر یک کشور آسیایی در گوشه ای از جهان نیست بلکه قدرتی است جهانی که می تواند معادلات جهان را تغییر دهد و در این مسیر علاوه بر تامین منافع خود برای جهانیان هم سودمند باشد.

برچسب ها :
دیدگاه شما