چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - September 19, 2018

کدخبر : 3084
دوشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۷:۵۱
Print This Post

گفت و گو با مرد اول خشکبار ایران

هرکجا نام تواضع به چشم بخورد تصویر آجیل و خشکبار ایرانی در نظرها نقش می بندد. حاج جلیل تواضع 75 ساله از وارثان این نام بزرگ است که در چهارراه پارک وی تهران شعبه اصلی خشکبار و شرینی فروشی تواضع را دایر کرده است.

ajil

جلیل یوسفی یا هماهن آقای تواضع معروف در این باره می گوید: «۱۳۵ سال پیش پدرم عنوان تواضع را برای مغازه مان انتخاب کرد و در حال حاضر ما نمایندگی در نیاوران و سعادت آباد داریم. اما شعبه های دیگری که در اقصی نقاط تهران هستند به مغازه و نمایندگی های ما ربطی ندارند و ما از آنها شکایت کرده ایم.» با جلیل تواضع گفت و گویی جالبی در خصوص نحوه موفقیت و فعالیتش در این عرصه داشتیم که با هم می خوانیم.

من زمانی که ۷ سالم بود هم درس می خواندم و هم کار می کردم در کنار پدرم که شغل شان آجیل فروشی بود. من خیلی ذوق داشتم و خیلی به این کار علاقمند بودم. وقتی از مدرسه برمی گشتم تا شب در آجیل فروشی پدرم کار می کردم. از اول هم به شغل دیگری فکر نمی کردم و دوست داشتم در این کار موفق بشوم و استعداد پشتکار هم داشتم و آینده را خیلی خوب و موفق می دیدم و خداوند هم خیلی به من لطف کرد.

ما در تبریز زندگی می کردیم تا دخترم ازدواج کرد و به تهران آمدم اما هم به این فکر افتادیم تا به تهران بیاییم که هم کنار دخترم باشیم و هم کار کنیم. با این که همه خانواده در تبریز بودند و کار می کردند و من از آنها دور شدم و این سخت بود ولی هیچ وقت نترسیدم چون می دانستم اگر بترسم در زندگی موفق نمی شوم و من می دانم باید خودم را به آب و آتش بزنم و زحمت بکشم تا موفق بشوم.

من متولد ۱۵/۶/۱۳۱۵ هستم. در سن ۲۸ سالگی ازدواج کردم. همسرم خیلی خانم خوبی است. از ابتدای ازدواج تا به حال همیشه در تمام مرا حل زندگی و کاری با ایشان مشورت کردم و او همیشه ایده های خوبی به من می دهد و همیشه عامل موفقیت من است. حالا این به غیر از کمک های فکری و نیز شب های عید است که سرمان خیلی شلوغ می شود به کمک مان می آید. پدرم ۱۳۵ سال پیش نام تواضع را روی مغازه گذاشت و من دنبال ثبت آن رفتم. نام خانوادگی من یوسف پور است و نام مغازه ما تواضع.

زمانی که خیلی ها نام تواضع را روی مغازه خودشان گذاشتند پدرم عقیده داشت که بگذاریم آنها این کار را بکنند تا به درآمدشان کمک کند. ولی پدرم نمی دانست که تعداد آنها زیاد است و ما تصمیم داریم که آنها را از طریق قانون جمع کنیم.

ما هم اکنون ۴ شعبه در تهران داریم که در خیابان های سعادت آباد، نیاوران و ۲ تا شعبه در ولیعصر است. ما در شیراز، شمال، اصفهان، قم و مشهد و خیلی از شهرها نمایندگی داریم.

خیلی ها پول زیادی دارند ولی موفق نیستند. به عقیده من، هرکس کارش را خوب انجام دهد و بین مردم اعتبار داشته باشد در زندگی موفق است.

دلیل موفقیت تواضع در این است که تمام انرژی روی همین کار است. مثلا من کارم آجیل فروشی است. دنبال کار ساختمان سازی نمی روم و تخصصی در همین زمینه کار می کنم. تفاوت تواضع با آجیل فروشی های دیگر در این است که محصولات شناخته شده ای را که از تمام نقاط ایران به دست ما می رسید به مشتریان می دهیم. بهترین خشکبارها، قیصی ها، گردوها، فندق ها، بادام ها و… مختص ماست. در ضمن دخترم هم کیک های بسیار خاص و خوش مزه ای درست می کند که در قسمت قنادی موجود است.

آجیل عید ۲ نوع است؛ آجیل چهارشنبه سوری و آجیل عید نوروز. آجیل عید نوروز بادام و پسته، تخمه ژاپنی، تخمه کدو، بادام کاغذی مغز فندق، بادام زمینی است و آجیل چهارشنبه سوری ۲ نوع کشمش، بادام کاغذی، گردو، فندق، باسلوق، انجیر و جوز قند است.

پدرم خیلی دست و دلباز بودند. در آن زمان که حدود ۹۰ سال پیش است هر زمان کسی ۳ گرم که آن موقع مقدار زیادی بود تخمه می خرید ایشان چندتا پسته روی آن می ریختند. از آن زمان یاد گرفتیم و عادت کردیم که این کارها را بکنیم. همین حالا هم که مشتری ها به مغازه می آیند و از محصولات میل می کنند ما خیلی خوشحال می شویم و این از ویژگی های تواضع است. در طول همه این سال ها با کار کردن در این شغل، خاطرات زیادی در ذهنم ثبت شده است.

تفاوت زندگی در گذشته با امروز بسیار زیاد است. انسان ها هم متفاوت هستند. یک سری از آدم ها تحمل می کنند و یک سری نه. من گاهی می بینم که همسرم خسته شده و تحملش کم است رعایت حالش را می کنم و صبر می کنم تا خستگی اش در برود و حوصله اش برگردد. ما ۴۰ سال با هم زندگی کرده ایم و تا به حال انسانی مثل او در زندگی ام ندیده ام. پدر همسرم در کار پارچه بودند و هر وقت یاد اخلاق های ایشان می افتم دلم می گیرد.a

برچسب ها :
دیدگاه شما